تبلیغات
من ینتظر - تفسیر سوره مبارکه فلق از نگاه المیزان - قسمت اول

مِّنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُواْ مَا عَاهَدُواْ اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضىَ‏ نحَْبَهُ وَ مِنهُْم مَّن یَنتَظِرُ

تفسیر سوره مبارکه فلق از نگاه المیزان - قسمت اول

نویسنده :manyantazer
تاریخ:شنبه 26 بهمن 1392-07:14 ب.ظ

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ (1) مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ (2) وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ (3) وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ (4)

وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ (5)

 

ترجمه آیات

به نام اللَّه كه بخشنده به همه و مهربان به خواص از بندگان است.

بگو پناه مى‏برم به پروردگار صبحدم (1).

از شر هر چه كه او خلق كرده و داراى شر است (2).

و از شر شب وقتى كه با ظلمتش فرا مى‏رسد (3).

و از شر زنان جادوگر كه به گره‏ها مى‏دمند و افسون مى‏كنند (4).

و از شر حسودى كه بخواهد زهر حسد خود را بریزد (و علیه من دست بكار توطئه شود) (5).

 بیان آیات

در این سوره به رسول گرامى خود دستور مى‏دهد كه از هر شر و از خصوص بعضى شرور به او پناه ببرد، و این سوره به طورى كه از روایات وارده در شان نزولش بر مى‏آید در مدینه نازل شده است «1».

__________________________________________________

 (1) و اگر در آغاز گفته شد در مكه نازل شده به تبعیت قرآنهاى موجود بود." مترجم".

                        ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 680

 



 

 [معناى" فلق" در" قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ" و مفاد" مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ"]

" قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ" مصدر" عوذ" كه كلمه" اعوذ" ، به معناى حفظ كردن خویش و پرهیز دادن از شر از راه پناه بردن به كسى است كه مى‏تواند آن شر را دفع كند، و كلمه" فلق"- به فتحه اول و سكون دوم- به معناى شكافتن و جدا كردن است، و این كلمه در صورتى كه با دو فتحه باشد صفت مشبهه‏اى به معناى مفعول خواهد بود، نظیر" قصص" به دو فتحه (چون قصص به كسره اول و فتحه دوم جمع قصه است)، كه به معناى مقصوص یعنى حكایت شده، و یا نقل شده است، و غالبا این كلمه بر هنگام صبح اطلاق مى‏شود، و فلق یعنى آن لحظه‏اى كه نور گریبان ظلمت را مى‏شكافد و سر بر مى‏آورد.

و بنا بر این، معناى آیه چنین مى‏شود: بگو من پناه مى‏برم به پروردگار صبح، پروردگارى كه آن را فلق مى‏كند و مى‏شكافد، و مناسب این تعبیر با مساله پناه بردن از شر، كه خود ساتر خیر و مانع آن است، بر كسى پوشیده نیست.

ولى بعضى «1» از مفسرین گفته‏اند: مراد از كلمه" فلق" هر چیزى است كه از كتم عدم به وسیله خلقت سر بر آورد، براى اینكه خلقت و ایجاد در حقیقت شكافتن عدم، و بیرون آوردن موجود به عالم وجود است، در نتیجه رب فلق مساوى با رب مخلوق است.

بعضى «2» دیگر گفته‏اند: كلمه" فلق" نام چاهى است در جهنم.

مؤید این قول بعضى «3» از روایاتى است كه در تفسیر این سوره وارد شده.

" مِنْ شَرِّ ما خَلَقَ" یعنى از شر هر مخلوقى، چه انسان و چه جن و چه حیوانات و چه هر مخلوق دیگرى كه شرى همراه خود دارد، پس، از عبارت" ما خلق" نباید توهم كرد كه تمامى مخلوقات شرند و یا شرى با خود دارند، زیرا مطلق آمدن این عبارت دلیل بر استغراق و كلیت نیست.

" وَ مِنْ شَرِّ غاسِقٍ إِذا وَقَبَ" در صحاح مى‏گوید: كلمه" غسق" به معناى اولین مرحله از ظلمت شب است، وقتى گفته مى‏شود" قد غسق اللیل" معنایش این است كه تاریكى شب فرا رسید، و غاسق شب، آن ساعتى است كه شفق سمت مغرب ناپدید شود «4».

و كلمه" وقوب" كه مصدر فعل ماضى" وقب" است، به معناى داخل شدن است.

__________________________________________________

 (1) تفسیر فخر رازى، ج 32، ص 192.

 (2 و 3) روح المعانى، ج 30، ص 280.

 (4) صحاح اللغة، ماده" غسق".

                        ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 681

 

در نتیجه معناى آیه این مى‏شود: و از شر شب وقتى كه با ظلمتش داخل مى‏شود. و اگر در آیه شریفه شر را به شب نسبت داده، به خاطر این بوده كه شب با تاریكیش شریر را در رساندن شر كمك مى‏كند، و به همین جهت مى‏بینیم شرورى كه در شب واقع مى‏شود بیشتر از شرور واقع در روز است. علاوه بر این، انسان كه مورد حمله شرور است، در شب ناتوان‏تر از روز است.

ولى بعضى «1» گفته‏اند: مراد از كلمه" غاسق" خصوص شب نیست، بلكه هر شرى است كه به آدمى هجوم بیاورد، هر چه مى‏خواهد باشد.

 [ذكر خصوص شر شبانگاه، شر ساحران و شر حاسد بعد از ذكر" من شر ما خلق" از باب اهتمام به این سه شرط است‏]

در آیه اول مطلق شر را ذكر كرد، و در آیه دوم خصوص" شر غاسق" را یاد آور شد، و این خود از باب ذكر خاص بعد از عام است، تا اهتمام بیشتر نسبت به خاص را برساند، و در این سوره بعد از ذكر شر عام، به خصوص سه شر اهتمام شده است: یكى شر شب وقتى داخل مى‏شود. و دوم شر ساحران. و سوم شر حاسد، كه مشغول توطئه مى‏گردد. و اهتمام بیشتر نسبت به این سه نوع شر بخاطر این است كه انسان از این سه شر غافل است، یعنى این سه نوع شر در حال غفلت آدمى حمله مى‏آورند.

" وَ مِنْ شَرِّ النَّفَّاثاتِ فِی الْعُقَدِ" یعنى و از شر زنان جادوگر ساحر، كه در عقده‏ها و گره‏ها علیه مسحور مى‏دمند، و به این وسیله مسحور را جادو مى‏كنند. و اگر از میان جادوگران، خصوص زنان را نام برد، براى این بود كه سحر و جادوگرى در بین زنان بیشتر است تا مردان، و از این آیه استفاده مى‏شود كه قرآن كریم تاثیر سحر را فى الجمله تصدیق دارد، و نظیر این آیه در تصدیق سحر آیه زیر است كه در داستان هاروت و ماروت مى‏فرماید:" فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ وَ ما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ" «2»، و نیز نظیر آن، آیه‏اى است كه سخن از ساحران فرعون دارد.

ولى بعضى «3» از مفسرین گفته‏اند: آیه مورد بحث نظرى به سحر ندارد، بلكه مرادش از دمندگان در گره‏ها، آن زنانى است كه با تسویلات خود تصمیم‏هاى شوهران را از ایشان مى‏گیرند و رأى شوهران را متمایل به آن جانبى مى‏كنند كه خودشان صلاح مى‏دانند و دوست

__________________________________________________

 (1) مجمع البیان، ج 10، ص 569.

 (2) از هاروت و ماروت آن سحرى را مى‏آموختند كه به وسیله آن بین شوهر و همسرش جدایى بیندازند، ولى آنها نمى‏توانند به احدى آسیب برسانند مگر به اذن خدا. سوره بقره، آیه 102.

 (3) مجمع البیان، ج 10، ص 569.

                        ترجمه المیزان، ج‏20، ص: 682

 

دارند، پس مراد از كلمه" عقد"- كه جمع عقده است- رأى، و مراد از" نفث در عقد" به طور كنایه سست كردن تصمیم شوهر است. ولى این معنایى به دور از ذهن است.

" وَ مِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذا حَسَدَ" یعنى از شر حسود وقتى كه مبتلا به حسد گشته و مشغول اعمال حسد درونى خود شود و علیه محسود دست بكار گردد.

بعضى «1» از مفسرین گفته‏اند: این آیه شامل چشم زدن اشخاص شور چشم نیز مى‏شود، چون چشم زدن هم ناشى از نوعى حسد درونى مى‏گردد، شخص حسود وقتى چیزى را ببیند كه در نظرش بسیار شگفت‏آور و بسیار زیبا باشد حسدش تحریك شده، با همان نگاه، زهر خود را مى‏ریزد.

بحث روایتى [چند روایت حاكى از نزول" معوذتین" بعد از بیمار شدن پیامبر (صلى اللَّه علیه و آله و سلم) بر اثر سحر یك یهودى‏]

در الدر المنثور است كه عبد بن حمید، از زید بن اسلم روایت كرده كه گفت: مردى یهودى رسول خدا (ص) را جادو كرد، و در نتیجه آن حضرت بیمار شد، جبرئیل بر او نازل گشته دو سوره معوذتین را آورد و گفت: مردى یهودى تو را سحر كرده و سحر مذكور در فلان چاه است، رسول خدا (ص) على (ع) را فرستاد آن سحر را آوردند، دستور داد گره‏هاى آن را باز نموده، براى هر گره یك آیه بخواند، على (ع) هر گرهى را باز مى‏كرد یك آیه را مى‏خواند، به محضى كه گره‏ها باز و این دو سوره تمام شد، رسول خدا (ص) برخاست، گویا پاى‏بندى از پایش باز شده باشد «2».



نوع مطلب : 113- سوره مبارکه فلق 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
عصمت
یکشنبه 27 بهمن 1392 12:02 ق.ظ
دست شما درد نکنه اجرکم عندالله
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




Admin Logo
themebox Logo